عشق هرگز نمی میرد...!
پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392

متن و ترجمه فارسی اهنگ  Someone Like You از Adele در ادامه مطلب :

————————————————

I heard that your settled down

شنیدم که یه جایی رو واسه موندن پیدا کردی

That you found a girl and your married now

اینکه با دختری آشنا شدی و حالا دیگه با هم ازدواج کردین

I heard that your dreams came true

شنیدم رویاهات به حقیقت پیوستن

Guess she gave you things I didn’t give to you

حدس میزنم چیزایی رو بهت داده که من هیچوقت بهت ندادم

 Old friend, why are you so shy

دوست قدیمی، چرا انقدر خجالت میکشی؟

It ain’t like you to hold back or hide from the lie

اصلا بهت نمیاد بخوای عقب بکشی یا از دروغ مخفی شی

I hate to turn up out of the blue uninvited

متنفرم از اینکه بخوام به میل خودم، سرزده و ناگهانی وارد بشم

But I couldn’t stay away, I couldn’t fight it

اما نمیتونستم دور وایستم،و حتی نمیتونستم خودمو درگیرکنم

I hoped you’d see my face & that you’d be reminded

امیدوارم چهرمو دیده باشی و این رو به یادت آورده باشه که…

That for me, it isn’t over

این پایان کاره من نیست

Nevermind, I’ll find someone like you

اشکالی نداره ، یکی مثله تورو پیدا میکنم

I wish nothing but the best for you too

من هیچ ارزویی ندارم فقط بهترین هارو برای تو میخوام

Don’t forget me, I beg, I remember you said

منو از یاد نبر، التماس میکنم ، یادمه که گفتی:

Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead

یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه

Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead, yeah.

یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه.آره

You’d know how the time flies.

باید میدونستی زمان چطور میگذره

Only yesterday was the time of our lives.

همین دیروز بود که شروع به زندگی کردیم

We were born and raised in a summery haze.

پا به این دنیا گذاشتیم و در یک غبار تابستانی رشد کردیم

Bound by the surprise of our glory days.

که با شکوه و حیرت روزهای زندگیمونه آمیخته شده

I hate to turn up out of the blue uninvited,

متنفرم از اینکه بخوام به میل خودم، سرزده و ناگهانی وارد بشم

But I couldn’t stay away, I couldn’t fight it.

اما نمیتونستم دور وایستم،و حتی نمیتونستم خودمو درگیر هم کنم

I hoped you’d see my face & that you’d be reminded,

امیدوارم چهرمو دیده باشی و این رو به یادت آورده باشه که…

That for me, it isn’t over yet.

این پایان کاره من نیست

Nevermind, I’ll find someone like you

اشکالی نداره ، یکی مثله تورو پیدا میکنم

I wish nothing but the best for you too

من هیچ ارزویی ندارم فقط بهترین هارو برای تو میخوام

Don’t forget me, I beg, I remember you said

منو از یاد نبر، التماس میکنم ، یادمه که گفتی:

Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead”, yay

یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه.آره

Nothing compares, no worries or cares.

هیچ چیز قابل قیاسی،.نگران کننده ای یا چیزی که بخوای مراقبش باشی دیگه نیست

Regret’s and mistakes they’re memories made.

اشتباهات و پشیمونی ها، اینا ساخته های ذهنن

؟Who would have known how bittersweet this would taste

کی میتونست بفهمه که چطور میتونه انقدر تلخ و شیرین(ترکیبی از شادی و غم) باشه

Nevermind, I’ll find someone like you

اشکالی نداره ، یکی مثله تورو پیدا میکنم

I wish nothing but the best for you too

من هیچ ارزویی ندارم فقط بهترین هارو برای تو میخوام

Don’t forget me, I beg, I remember you said

منو از یاد نبر، التماس میکنم ، یادمه که گفتی:

Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead”, yay

یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه.آره

Nevermind, I’ll find someone like you

اشکالی نداره ، یکی مثله تورو پیدا میکنم

I wish nothing but the best for you too

من هیچ ارزویی ندارم فقط بهترین هارو برای تو میخوام

Don’t forget me, I beg, I remember you said

منو از یاد نبر، التماس میکنم ، یادمه که گفتی:

Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead”

یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه

Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead, yeah

یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه.آره

————————————————


+ 2:56 نسیم
پنجشنبه شانزدهم خرداد 1392
من باید برم٬ بایددددددد برم٬ شنبه که آخرین امتحانمو میدم٬ بعدشم میرم آموزشگاه سفیر که تو آیت ثبت نام میکنم

کلاسای فشردشو مینویسم  

شده به هر قیمتی بشه ٬ حتی اگه نتونم دیگه برگردم  ایران بازم میرم

خدایا کمکم کن

٬

+ 21:27 نسیم
یکشنبه دوازدهم خرداد 1392
یه رابطه ی قشنگ و بدون هیچ دعوایی تمووم شد/ یه رابطه ی که فقط اگه اسم طرفم یادم بیاد ‍‍‍‍بر از روزای قشنگه/ همه چی عالی بود . بهم شوک وارد شد بعد تموم شدن این رابطه به این فکر کردم چرا همش باید با یکی دوس شم کلی خاطره های قشنگ بسازیمو بعد مجبور شیم باهم تموم کنیم؟‌چرا واقعا؟

موقعی که باهاش  بودم همش بابا بهمون میگف یکیتون یا تو یا آجیتو باس از ایران برین٬ آجیم که عاشق ایرانه٬ منم هیچ دلبستگی جز عشقم نداشتم ٬ یعنی فکر نمیکردمو حرفای بابارو جدی نگرفتم اصلا

بعد این قضیه خودم به بابا گفتم که کمکم کنه ٬ گفتم تصمیم جدی و بشیمون نمیشم هیچ وقت

خلاصه کلی جو دادیم به بابایی و همون شب زنگید به دوساش تا صحبت کنه راجب من ... از دو طریق میشه بفرستن۱کی از طریق درسی بعد باید اونقدر واس اون کشور مفید باشم تا اقامت اجتماعی بگیرم٬‌یکی دیگه بناهندگی که خیلی سخت واس من ٬ یعنی دیگه نمیشه برگشت  ولی من حاضرم ‌٬‌حاضرم از این کشور لعنتی برم حتی به قیمت اینکه دیگه آدماشو نبینم و یه احتمال زیاد باید از طریق بناهندگی برم

تا ببینیم چی میشه٬ فلن میخوام برم کلاس زبان فشرده بخونم تا یه مدرک بگیرم که این خیلی مهم 

خدا کنه بشه برم دیگه هیچی از خدا نمیخوام

من برم فلن

+ 1:8 نسیم
دوشنبه ششم خرداد 1392

This is the end
این آخرشه
Hold your breath and count to ten
نفستو نگه دارو تا ۱۰ بشمار
Feel the earth move and then
گردش زمین رو حس کن و
Hear my heart burst again
گوش کن قلبم داره دوباره از هم میپاشه
For this is the end
چون که آخرشه
I’ve drowned and dreamed this moment
تو این لحظه خیال بافی میکنم و غرق میشم
So overdue, I owe them.
خیلی دیر شده من بدهکارم بهشون
Swept away, I’m stolen
من دزدم
Let the sky fall, when it crumbles
بزار آسمون بیافته , وقتی خرد شده
We will stand tall
ما پابرجاییم
Face it all together
رو به رو هم دیگه
Let the sky fall, when it crumbles
بزار آسمون بیافته , وقتی خرد شده
We will stand tall
ما پابرجاییم
Face it all together
رو به رو هم دیگه
At skyfall
در سقوط آسمان
Skyfall is where we start
با سقوط آسمان شروع میکنیم
A thousand miles and poles apart
هزار ها مایل و قطب ( فاصله طولانی ) دورتر
When worlds collide, and days are dark
وقتی جهان ها به هم میریزن و روزها تاریک میشن
You may have my number, you can take my name
شاید تلفنم رو داشتنه باشی میتونی اسمم رو صدا کنی
But you’ll never have my heart
ولی هیچ وقت قلبم رو بدست نمیاری
Let the sky fall, when it crumbles
بزار آسمان سقوط کنه وقتی ترک خرده
We will stand tall
ما پرجاییم
Face it all together
رو به رو هم
Let the sky fall, when it crumbles
بزار آسمان سقوط کنه وقتی ترک خرده
We will stand tall
ما پرجاییم
Face it all together
رو به رو هم
At skyfall
در سقوط آسمان
Where you go I go
هرجا بری میام
What you see I see
هر چه رو بنگری نگاه میکنم
I know I’ll never be me, without the security
من میدونم هیچوقت من به دونه امنیت وجود نخواهم داشت
Are your loving arms
آیا دستان عاشقت
Keeping me from harm
منو از آسیب ها دور نگه میداره؟
Put your hand in my hand
دستت رو بزار تو دستم
And we’ll stand
ما هستیم
Let the sky fall, when it crumbles
We will stand tall
Face it all together
Let the sky fall, when it crumbles
We will stand tall
Face it all together
At skyfall
Let the sky fall
We will stand tall
At skyfall

 

+ 23:5 نسیم
یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392
برقص، من با تو بیدارم

نترس تنهات نمیزارم

بمون از عشق و با من بخون...

هووووف تو این مدت خیلی اتفاقا افتاد که نمیدونم از کدومش بنویسم

دلم واسه وبلااااااااگ جونم تنگ شده بود  خیلی وقت بود خاظره ننوشته ببببببودم

اول از همه اینکه فردا امتحان دارم و ۱صفحه هم نخوندم خدایاااااااا این ترم پاسم ککککککن

دیروز از ظهر رفتم پیشش تا ۷،۸ شب  خیلی خوب بود 

همه ی این خاطره های خوبی که داره واسم میسازه تو ذهنم میمونه...

بیخیال موهامو البالووییی تیره کردمممممم  با اینکه میدونم خوشش نمیاد ولی مهم نیس

و اینکه هیچ دوست دختری دیگه واسم نمونده  اون از سرونازو مونا و شیما که شاید ماهی ۱بار یادی از هم بکنیم

اون از مهسا که اصلا دوس ندارم دیگه حنی ۱روز باهاش ارتباط داشته باشم، کینه ای نیسم،کلا دختر خوبی نیس خیلی وقت بود میخواستم رابطمو قط کنم باش

اونم از یلدا که یه سره تو کون بی افشه،دختره ی پسر ندیده ،روزی که تنها شدی فقط منتظر اون روزم

باز به دوستای  دبیرستانم که هیچ مشکلی نداشتن فقط خود به خود رابطمون کم شد 

 

من بخوابم صب زود باید پاشم

+ 0:25 نسیم
شنبه بیستم آبان 1391
آخرین پست

بعضی صبح ها
که از خواب پا میشی
با خودت فکر میکنی
''
نمیتونم از پسش بر بیام''
و بعد
تو دلت میخندی
...

چون یاد تمام صبح هایی میوفتی که این فکر رو داشتی!

چارلز بوکفسکی

شاید این آخرین پستم باشه،شایدم واسه یه مدتی نیام فقطُ ، دیگه اینکه میخوام نت نیام ،خیلی از کارو زندگی میندازتم

فیس بوکمم بسسسسسستم بلاخره تونستم

شب همگی خوش

 

فکر می کنم این گناهکارانند که راحت می خوابند ،چون چیزی حالیشان نیست و برعکس بی گناهان نمی توانند حتی یک لحظه چشم بر روی هم بگذارند ،چون نگران همه چیز هستند . اگر غیر از این بود بی گناه نمی شدند .

رومن گاری

زندگی در پیش رو

+ 19:54 نسیم
شنبه بیستم آبان 1391
 خدایا اینجا آدمات دارن خیلی اذیتم میکنن، کسایی که رو اسمشون قسم میخوردم و واسشون هر کاری کردم باهام اونجوری کرد!

داداشی گلم آره با خودتم عزیزم :(

 

من خیلی سادم،آدما از سادگیم خیلی سواستفاده میکنن!

 

تو این قضیه فقط از دس یکی ناراحت شدم،داداشیم که واسم از همه عزیز تر بود چرا باید این حرفو بزنه بعد بزنگه بهم بگم بگه: آجی هر کاری کردم به خاطر خودت بود

 

حرفی نزن بزار تموم شه همه چی،بگو که اون حرفو زدی! آخه داداش من کجاش اون حرفت به نفع من بود عزیزم؟

 

اصلا چرا باید ازطرف منی که حتی پیشت اسمشم نمیارم این حرفو بزنی؟

 

 واسه من خیلی وقته همه چی تموم شده اما اینکه تو هم بخوای واسم تموم شی،تویی که از ته دلم دوست داشتم داداشیم خیلی سخته...!

 

نه عزیزم تو اینجا آدم خوبه نشدی

 

من خر و ساده ام باید حرف تورو باور کنم؟ که البته باور کرده بودم...

 

من چقد پشتت بودم داداشی؟ کاشکی حداقل 1هفته میزاشتی از کارایی که واست کردم میگذشت بعد اینکارا رو میکردی!

 

چرا باید حرفی و به دروغ از طرف من بزنی؟

 

 

بعضی وقتا دوست دارم

وقتی گریم میگیره

خدابیاد اشکامو پاک کنه ٬
...


بگه آدما اذیتت میکنن....؟

بیا بریم

 

خدایا من مثل کسایی که احساساتشونو کشتن و گرگ شدن نیستم،من هنوز احساس دارم،من هنوز آدمم

 

،دلم میشکنه از کارایی که آدمات باهام میکنن. دلم میشکنه

 

،بهای دل شکسته من چیه؟

 

میدونم که به راحتی ازش نمیگذری...

 

درسته تو دنیات با این آدمات اذیت میشم اما هنوز اینو قبول دارم: دلخوشیها کم نیست زندگی باید کرد

 

میدونی شاید واسه کسی ارزش نداشته باشه خدا جون،اما میدونم واسه تو ارزش داره که اینو بگم که تو این دنیات دل کسی و نشکستم...

100بارم دلم و بشکنن،هیچ وقت دل کسی و نمیشکنم

شاید این آخرین پستم باشه،چون اینترنتم باید همین روزا تموم شه

این وبلاگو نوشتن خیلی بهم آرامش میده...

فک کنم دوباره باید تو دفتر خاطراتم بنویسم:دی

1داداشی بیشتر واسم نمونده،که اونم بهرام ! که خود کثافتش میدونه چقدر دوسش دارم :دی

هاها :دی من برم

+ 10:32 نسیم
جمعه نوزدهم آبان 1391
واقعا نمی دونم بعضی ها با خودشون چه فکری میکنن که انقد مهمن که پشت سرشون حرف بزنم؟ جالب بود واسم ، ببین تو کسی بودی که من دیگه حتی تو این وبلاگم اسمی ازت نمی آووردم چقد خودت و مهم کردی که من بخوام برم با دوسته صمیمیت راجع به تو حرف بزنم! خوب یه ذره به این فکر نمیکنی من هیچ وقت نمیرم به دوستت این حرفو بزنم،خیلی خری

بیخیال

من برم شعر یادت نره ببینم

 

+ 21:13 نسیم
یکشنبه چهاردهم آبان 1391
 
غصــه نخــور ؛

کنــار آمـده ام بـا نبـودنت . . .

.
...

.

خیلـی که دلـم بگیـرد ،

مثل حالا

گریـه میکنـم !
+ 22:41 نسیم
یکشنبه چهاردهم آبان 1391
خدایا به تو سپردمش ولی یه خواهش ازت دارم. یه روزی ... یه جایی... بغل همین غریبه ... وقتی آرومه ... مست مست ... بد جور یاد من بندازش :'( خودت میدونی چی میگم 

 

+ 18:52 نسیم
جمعه چهاردهم مهر 1391
نییییییستییییییی تو این خونه،نه هیچکیییی دیگه نمی تونه جاتو بگیره و هنوز تنهام ، هنوووووووووووووز دوست دارم و از همین حرفا

این همه خاطره چیجوری فراموشش کردی نامرد؟؟؟ چیجوری خیلی راحت رفتی با یکی دیگه ؟ 

خداااااااااااااااا پس کی میخوای تمومش کنی؟ چرا انقدر داری عذابم میدی؟ 

دلم بعضی وقتا یهو میگیره از کاراش!! نمیخوام برگردم به اون موقع ها، حتی نمیخوام دوباره باهااااش باششششششم! اما نمی خوام  با کسه دیگه ای هم  باشم !

نه اینکه نخوام، نمیییییی تونم،به خدا نمی تونم...!

اون که داره الان عشق و حالشو میکنه،من چرا باید بهش فکر کنم؟ چرا منم نباید مثل اون برم با یکی دیگه؟ واقعا چرا نمیتونم؟ 

نوشتنم نمیاد ،حال و حوصله هیچی و ندارم

خیلی داغونم ؟ فک کنم اگه بفهمه داغونم خوووشحال بشه !!!  کسی که آدم باشه، از ناراحتی کسه دیگه خوشحال نمیشه،حتی اگه هیچ ارزشی واسش نداشته باشه...!!!

ولی زندگی من بر پایه این حرفه: شاید درد من، دلیل خنده کسی شود؛ اما خنده ی من، هرگز نباید باعث درد کسی شود. «چارلی چاپلین

+ 13:27 نسیم
سه شنبه یازدهم مهر 1391
 
کسایی که وقتی تنهام و یا مشکلی دارم ؛
از تـرس و بـزدلـی و کثـافتـی شون
نه یادی میکنن نه سراغی میگیرن از آدم
بدونند که وقتی مشکلم حل بشه
وقتی دوباره من ، من بشه
...
وقتی دوباره رو پاهام وایسم
توف هم رو صورتشون نمیندازم !!!

خواستم در جریان باشند این جور افراد ...
+ 20:53 نسیم
دوشنبه دهم مهر 1391
هر عشقی میمیرد...
حالم خیلی بهتره  تو این مدت فهمیدم واقعا ارزشمو نداشت، ارزش نداشت که بهش فکر کنم

من واسش چیزی کم نزاشتم ... حداقل خودم میدونم که همه ی تلاشمو کردم واسه موندنش، واسه رابطمون

میدونم دیر به این نتیجه رسیدم:دی  ولی مهم این که رسیدم

اون حتی در حد منم نبود... خیلی خودمو کوچیک کرده بودم که با همچین کسی که نه شخصیتی داره نه اخلاقی و نه... این همه مدت بودم

واقعا چیجوری تونستم باهاش باشم ؟ ؟ چقدر صبوری کردم؟؟ چقدر با اخلاقاش کنار اومدم...

چقدر با بچه بازیاش کنار اومدم... آیا داشتم بچه بزرگ میکردم؟؟

بیخی امروز رفتم دانشگاه کارای ثبت نام و انجام دادم

اینجور که بوش میاد فقط ۱روز در هفته کلاس میرم اونم ۵شنبه ها

البته درسای عمومی هنوز برنامش نیومده دوس دارم زوود تر برم

فعلا راستی یکی به اسم علی کامنت گزاشته بود ولی نه وب سایت گزاشته بود نه ایمیل

فک کنم شما دوست پرستویی؟ یادش بخیر قبلا هم همیشه میومدی

برم دیگه دیییرمه

+ 13:45 نسیم
چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1391
:|
:|

+ 11:57 نسیم
سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1391
مینویسم تا فراموش کنم...
وای خدا من با این آهنگ نباشی محسن یگانه کلی خاطره دارم:(

دنیا رو بی تو نمیخوام یه لحضه   دنیا بی چشمات یه دروغ محضه

خوبی این وبلاگ اینه که هر چی دلم بخواد مینوسم و ترسی از اینکه فامیل یا آشنا ببینه ندارم:دی

تو این وبلاگ به خودم دروغ نمیگم:|

حرفای دلمو میزنم ،یعنی دلم حرفاشو میزنه،فقط واسه این مینویسم که فراموش کنم=>خیلی از آدما ،خیلی از کارا،خیلی از جاها و در کل خاطره ها

خاطره هایی که هر روز و هر شب مرور میکنم،آدمایی که همیشه تو ذهنمن...

ذهنی که از فکر کردن بهشون خسته نمیشه...! میخوام به ذهنم یاد بدم که یه قسمتی از زندگیمو پاک کنه...! :((

چون فکر کردن به این چیزا داره داغونم میکنه...:((

چون یادو خاطرش نمیزاره راحت زندگی کنم...:(

 من خیلی راحت دل میبندم خیلی سخت فراموش میکنم،نمیخوام اینجوری باشه .

برای فراموش کردن باید طرفتو ببخشی،خدایا من آدم کینه ای نیستم اما نمیتونم ...

دلم شکسته... میفهمی؟

خدایا تو این روزا کمکم کن ،تحملم کمه  ... :(  دیگه نمیتونمممممممممممممممممم...

 

+ 19:57 نسیم
سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1391

به نام وحودم که پر از نفرت و کینه است

کاش می شد ... لحظه ها را از بین برد، راست نمی گفت ... چرا؟! ...

امشب ماه قرص کامل است پس درها را باز کنید تا مرا ببینید

تویی که مرا می بینی در وجوت چه چیز نهفته؟

با من درد و دل کن چه چیز آزارت می دهد ؟ این دنیا ... ؟

امشب تمامی قدرتهای دنیا در دستانت هستند تو می توانی به بی نهایت برسی اشکهایت را پاک کن اگر می خواهی زندگی کنی بجنگ وگرنه خودت را رها کن

اعتماد به نفس داشته باش تو می توانی همه چیز را تغییر دهی دوستانت تو را نابود می کنند تنها به خودت فکر کن عشقی که درونت را می سوزاند رها کن تا از پرتگاه زندگی رهایی یابی من هیچ کس نیستم مرا نیز فراموش کن زیرا مردگان وجود خارجی ندارند اشتباه نکن تو برترینی فقط ترسویی بکش تا آزاد شوی از بند اسارت ترس و وحشت از چیزهایی که باعث آرامشت می شوند انکار کن خودت را و نام و نشانیت را چون تو مردی و زنده خواهی شد به دستان ...

به چیزهایی بیاندیش که ذهنت را آزار می دهند زیرا این درد است که وجودت را خواهد ساخت رنج روح توست پس آزادش نکن به دنبال جاودانگی باش هیچ چیز غیر ممکن نیست و این تو هستی که غیر ممکنی زیرا نمی توانی خودت را باور کنی در بین دو راهی ماندی پس کمک بخواه از کسی که در این نزدیکی است پشت سرت نمی بینی زیرا باورش نداری می ترسی زیرا پایان کار مرگ است ابدیت و نیستی چه کسی باور خواهد کرد روحت را اشتباه خواهی کرد و در مواقعی که احساس خطر کردی اشعارم را بیاد بیاور.

روزی که آسمان خونین شد تو خواهی مرد

اشک هایی که بر زمین ریختند کفنت هستند

تو را با خون غسل خواهند داد زیرا تو دردی

این کلمات را فراموش کن چون تو یه مرده ای

  منبع:http://tria-mera.blogfa.com/  

+ 15:44 نسیم
سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1391
وبلاگ جونم
اصلا نمی دونم از

چی شروع کنم چرا انقد یبث شدم؟

اها این فنتو بیشتر دووس دارم :دی 

فعلا که چیزی ندارم بنویسم  فقط  چند روزه دلم گرفته،خیلی تنهام... قبلا تو دفتر خاطراتم می نوشتم اما الان اینجا مینوسیم! خیلی بهم آرامش میده اینکار همین

اسم وبلاگو باید عوض کنم فک کنم، دوسش ندارم :(

آجی پرستو پسورد وبلاگو عوض نکردم همون قبلیه باز فردا نیای واسه دعوا

یوههووووووووووو دوباره ۵شنبه جشن دعوتم اونم شمااال  خداکنه برم خیلی خوش میگذره

همین دیگه،من برم :دی  بلاگفا هم خوبه ها اما به فیس بوک نمی رسه

+ 15:16 نسیم
سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1391
میخوام دوباره این وبلاگو بترکونم :دی  یادش بخیر

ولی این دفعه فقط میخوام خاطرات خودمو بنویسم نه مطالب دیگه

از این به بعد تو این وبلاگ هر روز مینویسم شاید اینجوری راحت تر بتونم کنار بیام با...

 

+ 12:26 نسیم
دوشنبه دوازدهم تیر 1391
آدم بیخیالی نیسم!!!!
فقط دیگه حوصله دروغ و خیانت و ندارم

خیلیاتون عین من شدین...
+ 13:41 نسیم
شنبه بیست و هفتم اسفند 1390
پشاپيش سال ١٣٩١ خورشيدى برابر با سالِ :
٧٠٣٤ ميترايى آريايى و
٣٧٥٠ زرتشتى و
٢٥٧١ شاهنشاهى را شاد باش ميگويم
هرچند از هجرت ١٣٩١ سال ميگذرد ولى سرزمين آريايىِ من :
... ٥٦٤٩ سال قبل از آن نوروز را جشن ميگرفت و
٢٣٤٧ سال پيش از آن مردمانِ اين ديار خدايى را ستايش ميكردند و كوروش
١١٨٥ سال قبل از آن دوستى را در جهان گُستراند.
آرى پيشينهِ سرزمين من بسى بيشتر از 1391سال است
+ 13:25 نسیم
شنبه بیست و هفتم اسفند 1390
خوشبختیت آرزومه
اگه اون که کنارته ، تو رو بیشتر از من می خواد
اگه با همون راحتی ، اگه باهات راه میاد
اگه روزگار بد ، تو رو ازم گرفته
اگه خاطرات خوبمون ، از خاطرم نرفته
خوشبختیت آرزومه ، حتی با من نباشی
حتی از خاطره هامون جدا شی
خوشبختیت آرزومه ، حتی با من نباشی
حتی از خاطره هامون جدا شی
از همون روزای اول میدونستم نمی مونی
میدونستم نمیتونی عشقو تو چشام بخونی
از همون روزای اول دل تو با دیگری بود
کاش همیشه پات بمونه اون که عشق بهتری بود
خوشبختیت آرزومه ، حتی با من نباشی
حتی از خاطره هامون جدا شی
خوشبختیت آرزومه ، حتی با من نباشی
حتی از خاطره هامون جدا شی
خدایا مراقبه خودت باش که جز خودت هیشکیو ندارم:دی
+ 13:20 نسیم
شنبه بیست و هفتم اسفند 1390
آجی چرا دیگه پست نمی زارییییییی؟ یادش بخیر یه مدت هر روز یه پستی میزاشتیم :دی دلک واسه اون موقع ها تنگییدهههه

نسیم

+ 13:10 نسیم
پنجشنبه شانزدهم تیر 1390
چه کسی می گوید که گرانی شده؟ دره ی ارزانیست!

دل ربودن ارزان۱ دل شکستن ارزان! دوستی ارزان است!

دشمنی ها ارزان! چه شرافت ارزان! تن عریان ارزان!

آبرو قیمت یک تکه نان و دروغ از همه چیز ارزان تر!

قیمت عشق چه قدر کم شده است کمتر از آب روان و چه تخفیف بزرگی خورد قیمت هر انسان!!!!


بی رنگی راه حقیقی رسیدن به خداست (دکتر علی شریعتی)

این جهان زندان و ما زندانیان               بر شکن زندان وخود را وارهان    (مولانا)

+ 16:55 نسیم
یکشنبه هشتم خرداد 1390

بگذر ز من ای آشنا
چون از تو من دیگر گذشتم
دیگر تو هم بیگانه شو
چون دیگران با سرگذشتم
میخواهم عشقت در دل بمیرد
میخواهم تا دیگر در سر یادت پایان گیرد
بگذر ز من ای آشنا
چون از تو من دیگر گذشتم
دیگر تو هم بیگانه شو
چون دیگران با سرگذشتم

هر عشقی میمیرد
خاموشی می گیرد
عشق تو نمی میرد
باور کن بعد از تو دیگری
در قلبم جایت را نمی گیرد


+ 22:23 نسیم
سه شنبه شانزدهم فروردین 1390
for my love

درعمق چشمان تو چه می گذرد,توکه روحی به وسعت دریا داری

توکه دردوردستها هم مرا ازدعای خیرت بی نصیب نمیگذاری

توکه درکنارت معنای زندگی را فهمیدم.

بایاد تو عاشق بودن راچشیدم.

باتوعاشق بودن را تجربه کردم, پیشانی به خاک وفای تو ساییدم

وباتو خوشبختی را احساس کردم

+ 20:53 نسیم
جمعه بیست و هفتم اسفند 1389
 

پدر داشت ماشین اش را تمیز می کرد و متوجه پسرش شد که با با کلیدی  که در دستش است 

روی ماشین را خط می کشید پدر برای اینکه پسرش  را تشبیه کند چند بار محکم روی دست او زد

اما متوجه آچاری که در دستش بود نشد....

پسر را در بیمارستان بستری کردند در حالی که انگشتانش قطع شده بود

پسر از پدرش پرسید: پدر انگشت هایم کی در می آید؟؟؟؟؟

پدر حرفی نداشت بزند از بیمارستان بیرون آمد و به ماشینی که پسرش روی آن را خط خطی کرد که

نوشته بود: "دوست دارم پدر"

+ 12:40 نسیم
جمعه بیست و هفتم اسفند 1389
دلم یک دوست می خواهد که خیلی مهربان باشد

دلش اندازه ی دنیا به رنگ آسمان باشد

کسی باشد پر از شبنم پر از پروانه آهو آب

صدایش  چکه ای آواز نگاهش تکه ای مهتاب

کسی باشد که حرفم را بفهمد با دل و جانش

پرستوی دلم راحت بخوابد توی دستانش

دلم می خواهد او چیزی شبیه برف و مه باشد

وجنس دست هایش از هوای پاک ده باشد

همیشه صبح تا شب من در این رویای شیرینم

تمام صورتم چشم است ولی او را نمی بینم.


به شانه ام میزنی تا تنهاییم را تکانده باشی؟!

به چه می اندیشی؟

به تکاندن برف از شانه ی آدم برفی!!!!!!

+ 11:52 نسیم
سه شنبه هفدهم اسفند 1389
من نمی دانم و

 همین درد مرا سخت می آزارد

مه چرا این انسان.این دانا    این پیغمبر

در تکاپوهایش : چیزی از معجزه آن سو تر

ره نبردست به اعجاز محبت

چه دلیلی دارد؟

چه دلیلی دارد که هنوز

مهربانی را نشناخته است!

و نمی داند در یک لبخند چه شگفتی هایی پنهان است~

من بر آنم که در این دنیا خوب بودن به خدا سهل ترین کار است

و نمیدانم که چرا

این انسان

تا این حد با خوبی بیگانه است

و همین درد مرا سخت می آزارد

(فریدون مشیری)

+ 18:5 نسیم
چهارشنبه سوم آذر 1389
چقدر؟

 

میان جان دو انسان چنان نزدیک به هم

چقدر فاصله است؟

آخر چقدر فاصله؟ آه

چقدر ماندن در هاله ی تبسم و شرم؟

چقدر بودن در پرده ی سکوت و نگاه؟

چقدر دوری از آفتاب آن لبخند

چقدر محروم از سایه سار آن گیسو

چقدر باید سرکرد بی نوازش او

چقدر؟

چقدر...؟چقدر؟

به اصطکاک دل سنگ گوش دادن ها

به حکم مبهم تقدیر سرنهادن ها

بشر چقدر به درمان عشق درمانده است؟

مگر جقدر ازین عمر بی ثمر مانده است؟

 

مگر چه کاری خوشتر ز دوست داشتن؟

مگر که عشق گناهی برای زن و مرد است؟

چقدر باید بر این گناه تاوانی داد؟

چقدر باید خاموش ماند تا جان داد؟

چقدر پرسه زدن در خیال با اندوه؟

چقدر صبر؟ چه صبری به سنگینی کوه؟

چقدر سرخ شدن زیر تازیانه شوق؟

چقدر بی تو نشستن در این سکوت و ستوه؟

چقدر بی تو به دنباله خویش گردیدن؟

کویر حوصله را با تو در نور دیدن؟

میان جان دو عاشق چنین به هم نزدیک

چقدر باید کشتاق ماندو ماند صبور

چقدر باید نزدیک بود واز هم دور؟

چقدر؟

        چقدر؟... (فریدون مشیری)

نسیم

+ 0:31 نسیم
جمعه نهم مهر 1389
ای کاش......
کاش کودک بودم تا بزرگترین شیطنت زندگیم نقاشی روی دیوار بود

کاش کودک بودم تا از ته دل میخندیدم نه اینکه همواره تبسمی

 بر لب داشته باشم

کاش کودک بودمتا در اوج ناراحتی و درد بایک بوسه همه چیز را

فراموش میکردم....


عابدی در حال نماز بود مجنون از کنارش گذشت او نمازش را شکست

و گفت: مگر نمیبینی من در حال نمازم باعث شدی نمازم بشکند

مجنون گفت: من که  عاشق لیلیم متوجه تو نشدم تو که عاشق خدای لیلی

هستی چگونه متوجه من شدی؟؟؟؟!!!!!


ماهی ها چقدر اشتباه میکنند ......

قلاب علامت کدامین سوال است که بدان پاسخ میدهند؟؟؟؟؟؟

+ 17:56 نسیم